الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
604
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
با عصبى كه از حيوان جدا شده بسته شود ، سپس به هر چيز بسته شده - عَصْب مىگويند مثل عبارت : لَأُعَصِّبَنَّكُم عَصْبَ السَّلِمَة « 1 » . يعنى ( شما را چون بستهء خار و گياه بهم مىبندم و مىزنم ) . فلانٌ شديدُ العَصْبِ و مَعْصُوبُ الخلقِ : او طبيعت و عضلاتش پيچيده و استوار است . يَوْمٌ عَصِيبٌ : روزى دشوار و سخت كه اگر به معنى فاعل باشد صحيح است يا به
--> ( 1 ) عبارت فوق از خطبهء معروف حجّاج حاكم خونريز و دست نشانده عبد الملك مروان خليفه اموى است كه در تاريخ اسلام خشونت بارترين دوران حكومت عراق است . جاحظ و ابو العبّاس مبرّد هر دو نوشتهاند : تؤزّى گفت روزى در مسجد جامع كوفه نشسته بوديم و اهل كوفه آن روزگار شاد بودند كه اگر مردى از خانه خارج مىشد ده و بيست تن از دوستانش همراه او بودند كه ناگهان در آن اوضاع و احوال حجّاج بن يوسف به عنوان امير و والى به عراق آمد و در آغاز ورودش يكسره به مسجد رفت در حالى كه دستار بر سر و روى پيچيده ، شمشير آويخته و كمان بر دوش حمايل كرده بود همين كه بر منبر آمد يك ساعت سكوت كرد بطورى كه مردم به يكديگر مىگفتند رو سياه باد چهرهء بنى اميّه كه اين چنين افرادى بر عراق مىگمارند و چند نفر از خوارج سنگ ريزه به طرفش مىانداختند همين كه ديدگان عموم را به خود متوجّه ديد دستار از سر و روى برداشت و گفت من قهّارى هستم كه از بالا مىنگرم . اى كوفيان مىبينم كه سرهاتان براى گردن زدن رسيده است و من همان گردن زنم و خونتان را به سر و رويتان جارى مىكنم ، من كسى هستم كه برگزيدهء خليفه هستم ، اى اهل عراق و اهل شقاق و نفاق و اى زشت خويان من انجير نرم نيستم كه در دست شما فشرده شوم آنچنان شما را مىبندم و مىزنم ، همچون بوتههاى خار و به هر چه مىگويم وفا مىكنم از اين دسته بازى و قيل و قال برحذر باشيد . سپس حجّاج بار عام مىدهد تا آنها را بعد از ترساندن تطميع كند كه نخستين قربانيان او همان كسانى بودند كه به سويش سنگ پرتاب مىكردند و خود كوفيان آنها را لو دادند . ( البيان و التّبيين 2 / 309 - الكامل مبرّد 1 / 381 - مقائيس اللّغه 4 / 338 و ساير مآخذ تاريخى و لغوى ) . با كمال تأسف همواره در تاريخ دو خطّ خونين به موازات يكديگر جريان داشته يكى از ناحيه ديكتاتورها و جلّادان و خون خواران كه روش خونخوارىشان براى ساختن كاخها بوده مثل حجّاج كه به گفتهء مسعودى و يعقوبى ، قصرى مرمرين با هزينه هنگفت در كوفه ساخت و از بس از مردم ماليات گرفت كه عبد الملك مروان او را از فشار بيشتر بر مردم بر حذر داشت . خط دوّم - خطى است كه پيامبران و اولياء و پاكان با ستمگران و استثمارگران در تاريخ ثبت كردهاند كه به هنگام وفاتشان درهم و دينارى و كمترين سرمايهاى از خود بجاى نگذاشتهاند . گروه اول به بهانهء آرامش دادن خفقان و ديكتاتورى ايجاد مىكنند و دستهء دوم با دادن آزادى انديشه و شرافت و عدالت و شخصيّت به بشر در راه ساختن بهشت زندگيند . ( طبقات الكبرى - 3 / 305 تا 320 كاتب واقدى ) .